مقابل آینه ایستادم
سکوت را مزه کردم
شیرین بود ولی بالا آوردم!
به سان سرگردانی در فقر ما
در بن بست شب ،
فریاد می زنم :
" بپاخیز ، بالاتر از این سیاهی که رنگی نیست "
جوابی پتک وار می آید :
" سیاهی ؟! ... نمی بینم "
این بار دلم فریاد می زند :
" خاک بر سر کورت کنم ! "
* توجه : امکان دارد این ویروس از راه قلم سرایت کند ...
* از یابندۀ درمان تقاضا می شود که هر چه زودتر خود را درمان کند !
8.30 AM 83.2.9 مردمک